من یقین دارم...

آن روز خواهد رسید که من از تمام لحظاتی که گذرانده ام برایت سخن خواهم گفت،

برایت از اشک هایی که در تنهایی ریخته ام می‌گویم،

از رنج هایی که کشیده‌ ام،

از راز و نیاز هایی که با خدا کرده ام،

از امیدهایی که در دلم ناامید شد اما در نهایت استیصال نور امید را در دلم روشن نگه داشتم،

از نگاه های ملتمسانه ای که به گنبد حرم امام رضا کرده ام،

از تمام لحظاتی میگویم که به آسمان خدا چشم دوختم،

از روزهایی که بدون تو گذشت،

از شب هایی که با یاد تو به سحر رسید،

از دلتنگی هایم، از تنهایی هایم، از حسرت هایم،

آن روز من از همه چیز برایت می گویم،

دعا کن آن روز برسد،

چون آن روز، خداوند تمام دعای مرا مستجاب کرده است...